X
تبلیغات
بصیرت

بصیرت

اسناد رسوایی «گزارشگر ويژه حقوق بشر» در «نقض حقوق بشر» بر ملا شد + تصاوير و فيلم

"احمد شهيد" متولد 1964 ميلادي، يك مالديوي است كه از سال 1999 تا 2004 معاون وزير امور خارجه، از سال 2004 تا 2005 سخنگوي دولت و از سال 2005 تا 2007 رييس دستگاه ديپلماسي مالديو بوده است. او 11 ژوئن 2011 توسط شوراي حقوق بشر سازمان ملل، به عنوان "گزارشگر ويژه در امور ايران" انتخاب شد. "گزارشگر ويژه" عنوان فرادي است که از سوي "كميسيون حقوق بشر سازمان ملل" متحد حکم ويژه‌اي دارد تا در مورد وضعيت "حقوق بشر" در كشورها به بازرسي، نظارت و چاره‌يابي بپردازد.

گويا از همان زماني كه احمد شهيد از كشور گمنام و كوچكي چون "مالديو" در كنفرانس‌هاي بين المللي حقوق بشري جايزه مي‌گرفت (از جمله جايزه "مسلمان دموكرات" در سال 2009) كارآموزي خود را شروع كرده بود، ولي اين سؤال كماكان در ميان است كه چطور فردي كه وابسته به قدرت‌هاي غربي است مي‌تواند يك گزارشگر بي طرف باشد؟!

بازي از زماني شروع شد كه "احمد شهيد" از اول آگوست 2011 (10 مرداد 1390) ماموريت خود را براي تهيه گزارش از "وضعيت حقوق بشر ايران" در چارچوب يك راهبرد آمريكايي آغاز كرد.

احمد شهيد به اصطلاح گزارشگر ويژه حقوق بشر در ايران چهارمين و ضد ايراني‌ترين گزارش خود در خصوص آنچه که به او به عنوان نقض حقوق بشر در ايران ديکته مي‌شود را منتشر کرد، گزارشي سراسر مبهم و غير مستند که اطلاعات آن از افراد وابسته گروهک‌هاي تروريستي و ضد انقلاب خارج‌نشين و وب‌سايت‌هاي معاند جمع‌آوري شده است.

احمد شهيد، خود ناقض حقوق بشر است

در بحث روش جمع‌آوری اطلاعات، باید توجه داشت که "گزارش احمد شهید" نه از طریق حضور در محل و مشاهده میدانی، بلکه از طریق مصاحبه و گرفتن اطلاعات از افرادی تهیه شده که در دشمنی آنان با نظام جمهوری اسلامی تردیدی نیست.

براساس گزارشات مستند، از آنجايي که گزارشگر ويژه سازمان ملل به اسناد و شاهدان عيني دسترسي نداشته، اطلاعات خود را از بنگاه‌هاي فرافکني ضد انقلاب، گروهک‌هاي‌ تروريستي از جمله منافقين، سلطنت‌طلب‌ها، افراد وابسته به "فرقه ضاله بهائيت" و اپوزوسيون خارج‌نشين بدست آورده است که اين خود به وضوح امري ناقض حقوق بشر است.

تا کنون عکس، فيلم و اسناد زيادي از ارتباط اين فرد با عناصر و عوامل ضد انقلاب و گروهک‌هاي منحله مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران منتشر شده است. براي مثال در يکي از ديدار‌هاي احمد شهيد با عناصر "گروهك تروريستي مناقين"، "پرويز خزاعي" از عناصر و سركردگان گروهك تروريستي منافقين با آقاي به اصطلاح گزارشگر در دفتر حقوق بشر نروژ با هم پاي يك ميز نشستند تا باز هم آقاي گزارشگر منبع گزارش‌هاي ضد ايراني خود را يك تروريست انتخاب كرده باشد.

افزون بر این، افراد گوناگونی از گروه "اپوزیسیون خارج‌نشین" در این گزارش، مورد استناد قرار گرفته‌اند. بدیهی است این افراد که همواره در پی یافتن تریبونی برای بیان ادعاهای خود و در مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند، فرصت را مغتنم شمرده و ادعاهای سراسر سیاسی خود را به عنوان موارد حقوق بشری در متن گزارش گنجانده‌اند.

استفاده احمد شهيد از کليد واژه‌هاي مورد علاقه دشمنان کشور و نظام

در این گزارش در اشاره به نظام جمهوری اسلامی ایران، چندین بار از اصطلاح "رژیم" استفاده شده است؛ اصطلاحی که از سوی دشمنان نظام برای طرح ادعای مشروعیت نداشتن نظام ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ این خود به روشنی بازتاب‌دهنده خط کلی بازتاب یافته در گزارش وی است.

"احمد شهيد" آخرين گزارش خود را 10 اسفند منتشر كرد و در 21 اسفند در شوراي حقوق بشر سازمان ملل در ژنو آن را ارايه و قرائت كرد. او در اين گزارش 77 صفحه‌اي برخلاف سه گزارش قبلي كه تنها به بيست و چند صفحه مي‌رسيد بصورت مستقيم به انتخابات سال آينده ايران پرداخته است.

گزارشگر ويژه بدون آنكه توضيح بدهد چه ارتباطي ميان گزارش او و انتخابات خرداد 92 در ايران وجود دارد نسبت به برگزاري انتخابات سال آينده در كشورمان ابراز نگراني كرده است! آقاي گزارشگر به کليدواژه سوخته ضد انقلاب که آن "انتخابات آزاد" باشد تاكيد مي کند.

اين در حالي است كه چندماه پيش در "نشست پراگ" كه "ضدانقلاب" و "سلطنت‌طلب‌ها" و "اپوزيسيون خارج‌نشين" حضور داشتند مصوب مي‌شود كه اين كليدواژه در داخل ايران با هدف تاثيرگذاري بر انتخابات مورد استفاده قرار بگيرد.

اكنون احمد شهيد به بهانه حقوق بشر و انتشار گزارش حقوق بشري بر ضد ايران مي‌خواهد شكست سناريوي فتنه 88 را جبران نمايد.

چگونه ناقضان حقوق بشر منبع گزارشات احمد شهيد مي‌شوند؟

احمد شهيد در چند وقت گذشته سه گزارش از به اصطلاح نقض حقوق بشر در ايران منتشر کرده بود که با جستجوي ساده در اينترنت، مي‌توان فهميد همه افراد و اطلاعات اجير شده گروهک‌هاي ضد انقلاب و معاند جمهوري سالامي ايران اخذ شده و هيچ کدام نمي‌توانند منبع مناسبي براي گزارش بوده و تمامي گزارش احمد شهيد، مملو از ادعاهايي است که صحت آن‌ها هيچ گاه تاييد نشده است. احمد شهيد از منابعي استفاده مي‌کند که که در هولناک‌ترين تراژدي ضد حقوق بشري در تاريخ يعني کشتار حلبچه شريک تمام قد بوده‌اند.

گزارشگر ويژه ضد انقلاب و گروهک‌هاي تروريستي در تمامی گزارش‌های خود به ادعاهایی از عناصر وابسته به گروهک‌های تروریستی بويژه عناصر گروهک تروريستي منافقین استناد کرده است؛ همان گروهکی که با هدف قرار دادن و ترور کردن هزاران نفر از شهروندان ایرانی یکی از بزرگ‌ترین ناقضان حقوق بشر در تاریخ ایران به حساب می‌آید.

این شخص که تمام گزارش‌های ادعایی‌اش بدون هیچ کم و کاستی در راستای سیاست‌های دولت‌های غربی طراحی می‌شوند، در نوع جمع آوری اطلاعات خود شیوه‌ای بسیار عجیب را دنبال می‌کند. نکته‌ای که در این میان جالب توجه می‌آید این است که کدام گزارشگر حقوق بشری می‌تواند برای تهیه گزارش‌های خود به افرادی مراجعه کند که خود ناقض کننده آشکار حقوق بشرند.

گزارش‌ها حاكي از آن است كه "هادي قائمي" ضدانقلاب فراري كه از وي به عنوان "سخنگوي جنبش كمپين حقوق بشر" ياد مي‌شود سر پل و واسطه اين تحركات و ارتباطات احمد شهيد با ضدانقلاب و گروهكي ها بوده است.

وقتي آقاي گزارشگر ويژه با تروريست‌ها عکس يادگاري مي‌گيرد

علت اعلام رضایت از گزارش احمد شهید را نیز می‌توان در کمکی دانست که همین افراد و هم‌فکران آنها در نوشتن این گزارش به احمد شهید نموده‌اند.


منابع و اطلاعات بسیاری نشان می‌دهد احمد شهید در یک نقشه جامع در زمین منافقین بازی نموده است. دیدار‌های آشکار و پنهان وی با اعضاي گروهك جنايتكار منافقین بارها و بارها رسانه‌ای شده است. همچنین برخی اخبار نشان داده‌اند که منافقین با سوء استفاده از شرایط افرادی که در کشورهای اروپایی و ترکیه خواستار پناهندگی هستند مورد سو استفاده ضد انقلاب برای سندسازی علیه ایران قرار گرفته‌اند.


دیدار گزارشگر ویژه با امید داناسلطنت‌طلبدر استکهلم آبان 1391
( چهره‌ای که در روز عاشورا 88 شعارهای ساختارشکنانه سر‌می‌داد و تلویزیون وی را بارها نشان داد)


دیدار احمد شهید بااعضاي گروهك تروريستي منافقین در اسلو 3 آذر 1391



دیدار با ژیلامهدویان و دخترش(همکار صادق نقاش‌کار عضو گروهک تروريستي منافقین) در برلین 21 آبان 1391


سید فریدون حسینی (از تجزیه‌طلبان کرد و مرتبط با گلمراد مرادی تروریست)با احمد شهید


دیدار احمد شهید با مسیح علی‌نژاد (خبرنگار فراری فتنه) 1391


گفتنی است؛ تا کنون نهاد‌ها و اشخاص غیر دولتی بسیاری از جمهوری اسلامی ایران از احمد شهید دعوت به عمل آورده‌اند تا با او در خصوص منابع و افرادی که اطلاعات غلط به او می‌دهند با وی مذاکره و به گفتگو بنشینند که هر بار این فرد به بهانه‌های مختلف از چنین دیدارهایی سرباز زده است.

در همين راستا، درحاشيه نشست سازمان ملل در حالي تصاويري از ديدار احمد شهيد با اعضاي "ستاد گروهک تروريستي منافقين" منتشر شد که مانند سال‌هاي گذشته بسياري از خانواده‌هاي شهدا و ايثارگران، سازمان‌هاي غير دولتي در ايران كه براي گفتگو با احمد شهيد به ژنو رفته بودند با جواب رد آقاي گزارشگر ويژه مواجه شده و نتوانستند با وي ملاقات كنند.

گزارشگر ويژه سازمان ملل در حاشيه آخرين نشست ضد ايراني اين سازمان با "اردشير امير ارجمند" ، مشاور سران فتنه 88 و از اعضاي ستاد گروهک تروريستي منافقين در مقر اروپايي سازمان ملل در ژنو ملاقات کرد. همچنين "رجبعلي مزروعي"، و از اعضاي حزب منحله مشارکت و "علي پورنقوي"، ضد انقلاب خارج‌نشين نيز در اين جلسه ضد ايراني حاضر بودند.

در فيلمي كه در انتهاي اين گزارش مشاهده خواهيد كرد به وضوح و روشني مشخص است كه احمد شهيد با قرار گرفتن در جمع ضد انقلاب و وابستگان گروهك‌هاي تروريستي به راحتي با آن‌ها صحبت مي‌كند و در صحنه‌اي ديگر هنگامي كه يكي از اعضاي خانواده شهداي ترور خواستار ملاقات و صحبت با او است به اصطلاح گزارشگر ويژه حقوق بشر از اين كار سرباز مي‌زند.

لینک فیلم

+ نوشته شده در ۲۶/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۱۹:۴۲ توسط shahab maleki دسته : نظر(0)

پوشیدن لباس دموکراسی توسط تروریست‌های الاحوازی

چند صباحی است سایت های تروریستی وابسته به گروهک های تروریستی الاحوازی در چرخشی 180 درجه ای ، از بمب گذاری های خوزستان در سال 2005 نام می برند و آن ها را تصاویر آرشیوی خوانده و به دولت منتسب می نمایند .

جالب است تا قبل از این ، تمامی این سایت ها، عکس ها و فیلم های بمب گذاری ها را در بخش ویدیوی خود گذاشته و مدعی رشادت های غیورمردانه اعضای گروهک خود می‌شدند و نهادهای امنیتی ، انتظامی جمهوری اسلامی را ایران مورد تمسخر قرار می دادند و مدعی بودند که آنها را شکست داده‌اند.                              
این افراد و گروه‌ها در ماه های اخیر در این چرخش ضمن عوض کردن لباس های عربی خود و پوشیدن کت و شلوارهای انگلیسی ، آمریکایی ژست حقوق بشری و دموکراسی به خود گرفته اند و مدعی دموکراسی و حق طلبی شده اند . این در حالیست که حبیب نبگان سرکرده یکی از این گروهک های تروریستی، بارها بر این اقدامات و جنایات تروریستی صحه گذاشته و آنها را پیروزی خود می‌دانست و مدعی فرماندهی این عملیات ها بود .


هر دفعه دولت جمهوری اسلامی ایران در سال های گذشته و هم اکنون سرمایه گذاران را ترغیب به حضور در خوزستان می نمود و حتی خود قصد سرمایه گذاری های کلان برای آبادانی این منطقه را می‌کرد و ‌می‌کند ، شماها با اقدامات تروریستی نظیر بمب گذاری ، ترور ، سرقت مسلحانه ، ایجاد رعب و وحشت و اغتشاش مانع آن شده اید. یکی از افراد مدعی حقوق بشر  تروریست معروف، کریم عبدیان نژاد است، شخصی که با درآوردن لباس تروریستی، مدعی روشن فکری شده و ژست های حقوق بشری به خود گرفته است و در عینیتی واضح و با وارونه جلوه دادن اصل ماجرا ، سعی دارد بمب گذاری های سال 1384 یا به عبارتی 2005 میلادی را بر گردن دولت قرار دهد.

karim

نفر اول از چپ، کریم عبدیان نژاد


آیا شما فراموش کرده اید که یکی از مدیران بمب گذاری های خود شما بوده اید؟ اگر این را انکار می کنید دچار آلزایمر و فراموشی شده اید. برای یک دفعه از هم تباران خودتان "احمد نیسی" ، "عادل نیسی" ، "حاتم نیسی"،"یعقوب نیسی" ،"هانی نیسی"، "حبیب نبگان" و برادارش ، "عادل سویدی" و "صلاح مزرعه" و "محمود مزرعه" ، "حبیب فرج اله چعب" و همسرش سوال کنید؟ از "یاسین غبشی" دوست دیرینه تان سوال کنید که بمب گذاری ها و قتل عام زن و بچه مردم عرب و فارس در خیابان های اهواز کار کیست؟

از "زمان سلیمانی" که در فیلم قبلی " پرس تی وی PRESS TV " ، به آن اشاره شده است سوال کنید که نگهبان پمپ های آب شهید "کعبی" چطور کشته شد؟ او که یک کارگر ساده بود . "سید طاهر موسوی" به چه جرمی در اتاق خواب خصوصی اش توسط هم تباران خارجی شما کشته شده است ؟ مگر این ها عرب نبودند و مگر این اتفاقات در سال های اخیر اتفاق نیافتاده است؟ البته وصل بودن "حبیب نبگان" و دار و دسته اش به سرویس های اطلاعاتی نباید چیزی جز سرقت پول مردم از بانک ها و قتل و عام زنان و کودکان مردم داشته باشد.

yasin

یاسین غبیشی (الاهوازی)

آیا فراموش کرده اید به "جمال عبیداوی" چه گفته اید ؟ اگر فیلم اعترافات وی را ندیده اید و قبلا آن را قبول نداشته و شانتاژ می کردید که به زور از وی اعتراف گرفته اند ، الان که "جمال" نزد شماست، از او سوال کنید . البته این نیز جای سوال دارد که چه شد "جمال عبیداوی" یک دفعه از کشور خارج و الان در اروپا مستقر است .

و سوال آخر اینکه، آیا شما ارتباط تنگاتنگ خود را با "یاسین غبیشی" کتمان می کنید؟ این که اظهر من الشمس است . مگر اعتراف "عبدالمالک ریگی" را از همان شبکه " پرس تی وی PRESS TV " که شما ادعا می کنید از لندن پخش می شود را ندیده اید ؟ به نظر می رسد فراموش کرده اید که شما (کریم عبدیان‌نژاد) در همه این مسائل دست داشته‌اید و "یاسین" با مدیریت شما از طرف سرویس سیا (CIA) این ماموریت را دنبال نمود.

+ نوشته شده در ۲۶/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۱۹:۲۴ توسط shahab maleki دسته : نظر(0)

کاریکاتور/گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران

+ نوشته شده در ۲۶/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۱۹:۱۸ توسط shahab maleki دسته : نظر(0)

وابستگی اپوزیسیون به ریال های عربستانی

بی مایگی و جهل اپوزیسیون روز به روز بیشتر از گذشته پر رنگ تر می شود و هر روز شاهد انشقاق و خیانت بیشتر آنها به مملکت خود می باشیم . اپوزیسیونی که روزی جمهوری اسلامی را وامدار اسلام و پیروی از عربیت متهم می نمود ،امروز دست گدایی به سوی ممالک عربی گشوده و با کمال بی شرمی ، خود را دوست و مرید اربابان عرب خود می داند . البته همانطور که در اظهارات این قماش انسانهای خودفروخته نظیر نوری زاده بیان شده است ، هدف نزدیکی به عربستان و سردمداران آنها ، کاسه لیسی و دریافت هزینه اندک برای گذران زندگی روزمره خود می باشد . نوری زاده فردی است که بیش از آنکه به ایرانیت خود بیاندیشد و حداقل برای ژست اپوزیسیونی هم که شده حفظ ظاهر کند ، امروز با دریدگی و بی شرمی تمام ، وابستگی خود به خاندان آل سعود را از افتخاراتش می داند .

به نظر می رسد جبهه انقلاب باید به داشتن چنین اپوزیسیون کم خردی بر خود ببالد و خدا را شاکر باشیم که دشمنان اسلام از احمقها هستند .

+ نوشته شده در ۲۶/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۱۹:۱۷ توسط shahab maleki دسته : نظر(0)

کشف خودکارهای تروریستی در مرز در آستانه چهارشنبه سوری+عکس

مرزبانان مستقر در هنگ مرزی زابل با همکاری سربازان گمنام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تعدادی کلت خودکاری که از آنها برای انجام عملیات‌های تروریستی استفاده می‌شود را پیش از هرگونه تحرکی در نقطه صفر مرزی کشف کردند.سازمان منافقین در ادعایی مضحک تهدید کرده است که چهارشنبه سوری قرار است در ایران به اقدامات تروریستی دست بزند.

سلاح خودکاری مخصوص ترور از مرز افعانستان وارد شده است

کشف سلاح خودکاری با همکاری ناجا و وزارت اطلاعات

+ نوشته شده در ۲۶/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۱۹:۱۷ توسط shahab maleki دسته : نظر(0)

همه چیز از مجلس رقص و حرکات غیرمتعارف شروع شد+ مستند

امیر عباس فخرآور که دوست ‌دارد خود را «پسرک گستاخ» نامد به برکت چهره سازی‌های غیر واقعی‌ بخش فارسی‌ صدای آمریکا شخصیت کمابیش شناخته شده‌ای برای ایرانیان می باشد. وی که خود را رهبر جنبش دانشجویی می خواند با احمد باطبی چهره دیگر بخش فارسی صدای آمریکا درگیری چندساله ی داشته که چندی پیش نیز در پی افشای مکالمه تلفنی باطبی با یکی از کارمندان وزارت اطلاعات ایران این درگیری ابعاد تازه ای به خود گرفت.
 حامیان سلطنت طلب با مشاهده همکاری مستقیم رضا پهلوی با امیرعباس فخرآور  از وی به خشم آمده و حتی در فضای مجازی نسبت به این گزینش سر به اعتراض گذاشته اند، بسیاری در فضای مجازی از جمله سایت های آزادگی و بالاترین نوشته اند که " آیا رضا پهلوی فرد دیگری را در اپوزسیون نمی شناخت که امیرعباس فخرآور را انتخاب کرد".
 انتخاب امیرعباس فخرآور در میان مدعیان اپوزسیون از سوی رضا پهلوی تنها دو مفهوم را می رساند:
 در اپوزسیون کمتر کسی حاضر به همکاری مستقیم با رضا پهلوی است، این مهم از آنجا استنباط می شود که وی در جریان شورای ملی ایرانیان تنها پس از گذشت چندماه تنها ماند و مجبور به رونمایی از «سوپر شورای ملی» شد! گفتنی است در آغاز به کار شورای ملی ایرانیان بسیاری از گروه ها به زعم اینکه شورا می تواند دربردارنده نظرات مختلف باشد به آن پیوستند اما با ورود شورا به مسائل مالی و نیز اختلاف در دیگر مباحث گروه های بسیاری از آن جدا شدند!
 رضا پهلوی به خیال آنکه امیرعباس فخرآور لابی گسترده ی در دولت آمریکا داشته و می تواند سیل کمک های مالی دولت آمریکا را سرازیر کند، از این رو وی به فخرآور پیشنهاد همکاری مستقیم داد؛ البته تا پیش از این نیز رضا پهلوی گزینه های دیگری را مدنظر داشت اما با توجه به آنکه بسیاری از آنان در طی چندماهه اخیر دست به اقدامات جداگانه ای برای تامین منابع مالی زده اند از انتخاب آنان برای همکاری مستقیم منصرف می شود. به عنوان مثال علیرضا نوری زاد با عنایت ویژه دول عربی اقدام به راه اندازی تلویزیون ماهواره ای می کند.
 با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری در ایران و نظر به برنامه مدون دولت آمریکا برای برهم زدن آرامش در انتخابات 92 بسیاری از حامیان سبز که تا پیش از این از طریق جنبش سبز توانسته بودند مبالغ گسترده ای به جیب زنند، این بار نیز بنابر سیاست همیشگی دولت آمریکا برنامه هایی را در اختیار اتاق فکر سازمان های جاسوسی قرار دادند؛ چناچه این طرح و برنامه ها مورد تایید مدیران ارشد قرار گیرد منابع مالی گسترده ای در اختیار آنها قرار خواهد گرفت.
 اما ماجرا در اپوزسیون از این حرف ها گذشته و به خاله زنک بازی های می انجامد که هم اکنون شاهد حضور امیرعباس فخرآور در کنار رضا ربع پهلوی هستیم،تنها افسوس برای آنهایی که اپوزسیون را حتی در حد شلغم نیز باور دارند؛ به گمان نگارنده اپوزسیونی که این باشد از کارکرد در حد شلغم نیز عاجز است! اگر ماجرا را آنطور که سایت «پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر» عنوان می کند باور کنیم وای به حال سایت «پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر» اما ابعاد تازه ای از پشت پرده همکاری مستقیم رضا ربع پهلوی با امیرعباس فخرآور افشا می کند؛ این سایت که سابقه طولانی در خبررسانی به شیوه غربی داشته و  توسط عناصر ضدانقلاب مدیریت می شود ابعاد تازه ای از ماجرای همکاری ربع پهلوی با فخرآور را رو می کند.
 پایگاه خبری حقوق انسانی‌و اولیه بشر: آغاز داستان این همکاری و پیوند بر می گردد به یک مهمانی که در تاریخ ۱۳ آوریل ۲۰۱۲درمنزل شخصی‌ "سینا دبستانی "برگزارشد .در این مهمانیکه نوری علی ‌و فواد پاشایی و تنی چند از اعضای حزب مشروطه به همراه فریبا داودی مهاجر وحضور پیدا می کنند و بساط عیش و نوش را می گسترانند و شروع به رقص ومی کنند، از مراسم رقص و برخی ‌از حرکات غیر متعارف فواد پاشایی با خانمفیلمبرداری می شود و این فیلم به نحوی در اختیار فخرآور قرارداده می شود و فخرآور بخشی از آن ‌ر ابه صورت عکس (اسکرین شات)در فیس بوک و وبلاگ خود منتشر می‌کند و به صورت غیرمستقیم از طریق سینا دبستانی به حزب مشروطه می فهماندکه قضیه فیلم جدی است!
 در همان کشاکش و اوج بحران و درگیری، فخرآور قسمت‌هایی‌ از فیلم موصوف را جهت انتشار و زیر فشار گذاشتن اعضای حزب مشروطه و رضا پهلوی به «پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر» ارسال می‌ کند اما سردبیر سایت بنابر ملاحظات اخلاقی‌ و سیاسی حاضر به انتشار آن نمی شود، بعد از گذشت چند ماه از این کشمکش،حزب مشروطه به مصالحه و به بازی گرفتن فخرآور در شطرنج سیاست رضایت می دهد و بدین گونه سلطنت طلبان با استیصال به همکاری های همه جانبه با «پسرک گستاخ» تن در می دهند و همه رسوایی‌های ناشی‌ از این همکاری نامبارک را به جان می خرند.
 در پایان بنابر بر خبری که صبح امروز در پایگاه اینترنتی «ایران گلوبال» درج شده این سایت خبر داده است که « درگیری و اختلاف نظر شدید بین فخرآور و اعضای سوپر شورای رضا پهلوی منجر به لغو جلسه سوپر شورای رضا پهلوی شد.مقرر شده است دفتر رضا پهلوی به صورت رسمی‌ نامناسب بودن آب و هوا را علت لغو آن اعلام کند.» این خبر توسط ماهستیم تایید نمی شود.
+ نوشته شده در ۲۰/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۱۹:۴۷ توسط shahab maleki دسته : نظر(0)

همه چیز از مجلس رقص و حرکات غیرمتعارف شروع شد+ مستند

امیر عباس فخرآور که دوست ‌دارد خود را «پسرک گستاخ» نامد به برکت چهره سازی‌های غیر واقعی‌ بخش فارسی‌ صدای آمریکا شخصیت کمابیش شناخته شده‌ای برای ایرانیان می باشد. وی که خود را رهبر جنبش دانشجویی می خواند با احمد باطبی چهره دیگر بخش فارسی صدای آمریکا درگیری چندساله ی داشته که چندی پیش نیز در پی افشای مکالمه تلفنی باطبی با یکی از کارمندان وزارت اطلاعات ایران این درگیری ابعاد تازه ای به خود گرفت.
 حامیان سلطنت طلب با مشاهده همکاری مستقیم رضا پهلوی با امیرعباس فخرآور  از وی به خشم آمده و حتی در فضای مجازی نسبت به این گزینش سر به اعتراض گذاشته اند، بسیاری در فضای مجازی از جمله سایت های آزادگی و بالاترین نوشته اند که " آیا رضا پهلوی فرد دیگری را در اپوزسیون نمی شناخت که امیرعباس فخرآور را انتخاب کرد".
 انتخاب امیرعباس فخرآور در میان مدعیان اپوزسیون از سوی رضا پهلوی تنها دو مفهوم را می رساند:
 در اپوزسیون کمتر کسی حاضر به همکاری مستقیم با رضا پهلوی است، این مهم از آنجا استنباط می شود که وی در جریان شورای ملی ایرانیان تنها پس از گذشت چندماه تنها ماند و مجبور به رونمایی از «سوپر شورای ملی» شد! گفتنی است در آغاز به کار شورای ملی ایرانیان بسیاری از گروه ها به زعم اینکه شورا می تواند دربردارنده نظرات مختلف باشد به آن پیوستند اما با ورود شورا به مسائل مالی و نیز اختلاف در دیگر مباحث گروه های بسیاری از آن جدا شدند!
 رضا پهلوی به خیال آنکه امیرعباس فخرآور لابی گسترده ی در دولت آمریکا داشته و می تواند سیل کمک های مالی دولت آمریکا را سرازیر کند، از این رو وی به فخرآور پیشنهاد همکاری مستقیم داد؛ البته تا پیش از این نیز رضا پهلوی گزینه های دیگری را مدنظر داشت اما با توجه به آنکه بسیاری از آنان در طی چندماهه اخیر دست به اقدامات جداگانه ای برای تامین منابع مالی زده اند از انتخاب آنان برای همکاری مستقیم منصرف می شود. به عنوان مثال علیرضا نوری زاد با عنایت ویژه دول عربی اقدام به راه اندازی تلویزیون ماهواره ای می کند.
 با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری در ایران و نظر به برنامه مدون دولت آمریکا برای برهم زدن آرامش در انتخابات 92 بسیاری از حامیان سبز که تا پیش از این از طریق جنبش سبز توانسته بودند مبالغ گسترده ای به جیب زنند، این بار نیز بنابر سیاست همیشگی دولت آمریکا برنامه هایی را در اختیار اتاق فکر سازمان های جاسوسی قرار دادند؛ چناچه این طرح و برنامه ها مورد تایید مدیران ارشد قرار گیرد منابع مالی گسترده ای در اختیار آنها قرار خواهد گرفت.
 اما ماجرا در اپوزسیون از این حرف ها گذشته و به خاله زنک بازی های می انجامد که هم اکنون شاهد حضور امیرعباس فخرآور در کنار رضا ربع پهلوی هستیم،تنها افسوس برای آنهایی که اپوزسیون را حتی در حد شلغم نیز باور دارند؛ به گمان نگارنده اپوزسیونی که این باشد از کارکرد در حد شلغم نیز عاجز است! اگر ماجرا را آنطور که سایت «پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر» عنوان می کند باور کنیم وای به حال سایت «پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر» اما ابعاد تازه ای از پشت پرده همکاری مستقیم رضا ربع پهلوی با امیرعباس فخرآور افشا می کند؛ این سایت که سابقه طولانی در خبررسانی به شیوه غربی داشته و  توسط عناصر ضدانقلاب مدیریت می شود ابعاد تازه ای از ماجرای همکاری ربع پهلوی با فخرآور را رو می کند.
 پایگاه خبری حقوق انسانی‌و اولیه بشر: آغاز داستان این همکاری و پیوند بر می گردد به یک مهمانی که در تاریخ ۱۳ آوریل ۲۰۱۲درمنزل شخصی‌ "سینا دبستانی "برگزارشد .در این مهمانیکه نوری علی ‌و فواد پاشایی و تنی چند از اعضای حزب مشروطه به همراه فریبا داودی مهاجر وحضور پیدا می کنند و بساط عیش و نوش را می گسترانند و شروع به رقص ومی کنند، از مراسم رقص و برخی ‌از حرکات غیر متعارف فواد پاشایی با خانمفیلمبرداری می شود و این فیلم به نحوی در اختیار فخرآور قرارداده می شود و فخرآور بخشی از آن ‌ر ابه صورت عکس (اسکرین شات)در فیس بوک و وبلاگ خود منتشر می‌کند و به صورت غیرمستقیم از طریق سینا دبستانی به حزب مشروطه می فهماندکه قضیه فیلم جدی است!
 در همان کشاکش و اوج بحران و درگیری، فخرآور قسمت‌هایی‌ از فیلم موصوف را جهت انتشار و زیر فشار گذاشتن اعضای حزب مشروطه و رضا پهلوی به «پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر» ارسال می‌ کند اما سردبیر سایت بنابر ملاحظات اخلاقی‌ و سیاسی حاضر به انتشار آن نمی شود، بعد از گذشت چند ماه از این کشمکش،حزب مشروطه به مصالحه و به بازی گرفتن فخرآور در شطرنج سیاست رضایت می دهد و بدین گونه سلطنت طلبان با استیصال به همکاری های همه جانبه با «پسرک گستاخ» تن در می دهند و همه رسوایی‌های ناشی‌ از این همکاری نامبارک را به جان می خرند.
 در پایان بنابر بر خبری که صبح امروز در پایگاه اینترنتی «ایران گلوبال» درج شده این سایت خبر داده است که « درگیری و اختلاف نظر شدید بین فخرآور و اعضای سوپر شورای رضا پهلوی منجر به لغو جلسه سوپر شورای رضا پهلوی شد.مقرر شده است دفتر رضا پهلوی به صورت رسمی‌ نامناسب بودن آب و هوا را علت لغو آن اعلام کند.» این خبر توسط ماهستیم تایید نمی شود.
+ نوشته شده در ۲۰/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۱۹:۴۷ توسط shahab maleki دسته : نظر(0)

رمز گشایی از عملکرد سایت جرس


شناسایی و بازداشت تعدادی از مرتبطین شبکه بنگاه خبر پراکنی بی‌بی‌سی فارسی که اخیرا صورت گرفت علاوه بر افشای ابعاد و اهداف یکی از گسترده‌ترین شبکه‌های آن بنگاه در داخل و خارج از کشور، در عین حال موجب کشف مخزنی از اطلاعات پیرامون رسانه‌های مختلف جریان فتنه که نقش خرده بلند گو را برای بیگانگان ایفا می‌کردند نیز شده است.
اکنون با انتشار رسمی برخی از اطلاعات مربوط به این پرونده و افشای تدریجی و پراکنده اخبار دیگری پیرامون آن علت جنجال کم سابقه رسانه‌های جبهه استکبار و ایادی و وابستگان به اصطلاح ایرانی آنها و مجموعه رسانه های فتنه گران پس از بازداشت مذکور مشخص می گردد.

یک منبع مطلع ضمن اشاره به آثار اقدام پیش گفته اظهار داشت: یکی از تاکتیک‌های فتنه گران فراری برای جلب همکاری برخی از افراد دستگیر شده، دادن وعده انتقال به خارج و ایجاد امکان اسکان و اشتغال در کشورهای مورد نظر بوده است بدین ترتیب برخی از عناصر بی ریشه و جاه طلب که غایت آمال خود را در اقامت و اشتغال در خارج می دیدند فریب آن وعده‌ها را خورده و سرازپا نشناخته، بدنبال جمع آوری اطلاعات مورد نظر عناصر فراری یا اجرای بی کم و کاست خطوط کاری آنها می رفتند.

منبع یاد شده افزود: اینکه در مراحل رسیدگی به این پرونده بر این افراد سخت گرفته نشده بدان جهت بود که دستگاه های ذیربط اطمینان حاصل کرده بودند غالب متهمینی که مورد سوء استفاده شبکه وطن فروش عامل انگلیس ها قرار گرفته بودند از روی اطلاع و قصد آسیب زدن به کشور نبوده و غالبا به خاطر سادگی و جاه طلبی خویش در دام آن شبکه قرار گرفته بودند و به همین جهت زمانی که از خباثت آن افراد مطلع شدند زبان گشودند و بسیاری از دیگر اطلاعات خود پیرامون گذشته و حال آن جماعت و اقدامات آنها و برنامه هایی که برای انتخابات بعدی تدارک دیده شده بود را افشا کردند.

این منبع آگاه در ادامه افزود: مثلا سایت جرس که در اطلاعیه سوم وزارت اطلاعات به اسم، مورد اشاره قرار گرفته بود، یکی از پایگاه‌های شبکه رسانه ای بیگانه بود که چند تن از بازداشت شدگان را اغوا و به شبکه مزبور وصل کرده بود. متولیان این سایت به آن چند نفر گفته بودند که پس از یکسال همکاری تمام عیار و اجرای دستورهای سایت در داخل کشور، آنها را به خارج منتقل کرده و در گام اول در آن سایت بکارگیری خواهند کرد. از سوی دیگر این افراد دوستانی داشتند که در سایت مذکور مشغول به کار بودند و می دانستند که مسئولین سایت به بهانه مشکل کمبود بودجه در حال اخراج آنها بودند!

منبع مطلع مورد اشاره اضافه کرده است دقیقا در همان زمان که سایت جرس در حال اخراج تعدادی از کارکنان فعلی خود بود ما اطلاع موثق و مستند داشتیم که حامیان خارجی فتنه به مناسبت در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری آتی، اقدام به تزریق بودجه ای کلان به سایت کرده بودند که حتی موجب شگفتی خود متولیان سایت شده بود، اما مشکل از جایی شروع شد که حامیان خارجی فتنه که همواره نگران حضور عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی بین فتنه گران و ضد انقلاب هستند و به منظور ایجاد پوشش برای پرداخت های کلان نقدی به این سایت (و سایت های مشابه) تصمیم می گیرند وجوه نقد را در قالب «کمک های ایرانیان خارج از کشور» آنهم نه به حساب رسمی سایت، بلکه به حساب چند تن از اعضای هیات مدیره سایت واریز نمایند تا به زعم خویش، نهایت حفاظت را رعایت کرده باشند.

اما واریز پولها همان و ناپدید شدن بخش عظیمی از آن همان و تشدید درگیری های قبلی و ایجاد دعواهای جدید نیز همان،. تا آنجا که به چندین اخراج و استعفا می انجامد. مهمترین آن استعفای محسن کدیور بود که رسما علت استعفای خود را «بی اخلاقی در سایت، دزدی، فضای اتهام زنی و ...» مطرح می نماید.

اما نکته بسیار جالب این است که این فرد به زعم استعفای ظاهری، در عین حال نمی تواند از آن امکان مالی بی حساب و کتاب دل بکند و لذا همزمان با استعفا، یکی از خواهرانش را به عنوان مدیر جدید سایت معرفی می نماید! دیگر اعضای هیات مدیره سایت نیز که از این انتصاب خانوادگی ناراضی بودند و در برابر کاری انجام شده قرار گرفته بودند، بلافاصله یک نفر از آنها خود را به عنوان قائم مقام سایت (عبدالرضا تاجیک) و دیگری (رجب مرزوعی) خود را به سمت دبیر خانه سایت جرس معرفی می کنند.

به گفته این منبع مطلع، پس از تحولات مذکور (حنیف.م) با یکی از دوستان مونث خود در داخل کشور تماس گرفته و به او می گوید: پدرم اخیرا سمت مهمی در سایت جرس گرفته است و قرار شده چند پست جدید ایجاد کنیم و تو نیز آماده باش که نزد من آمده و در یکی از این پست ها مشغول کار بشوی!

پدید آمدن چنین جوی در سایت فتنه گران مدعی فرهیختگي و نواندیشي دینی، موجب اعتراض شدید کارکنان سایت شده است. آنها در تماس‌های خود با بستگان و دوستان خویش ضمن اشاره به آشفتگی های موجود در مدیریت سایت، مسئله دزدی ها، عزل و نصب‌ها، استئفاها و تقلیل وحشتناک بازدیدکنندگان سایت، می‌گویند: "هيئت مديره این به اصطلاح رسانه که خود را اندیشمند، فرهیخته و آوانگارد می خوانند و به مسئولین جمهوری اسلامی انتقاد می کنند که «حکومت داری بلد نیستند»، خودشان نمی‌توانند یک رسانه کوچک و یک جمع بسیار محدود را مدیریت کنند و هر روز با یک مشکل و یک بحران و یک دزدی مواجهند.

لازم به توضیح است که سایت ضدانقلابی جرس پس از فرار عده‌ای از مشاوران سران فتنه 88 به خارج، با حمایت بیگانگان، توسط محسن کدیور، عبدالعلی بازرگان، عطالله مهاجرانی، اکبر گنجی و عبدالکریم سروش تاسیس و قرار شد که نقش «اطاق فکر جنبش سبز!» را ایفا نمایند. موضوع بسیار جالب توجه آن بود که این تیم اعلام کرده بود «برنامه رسانه فراگیر» خود را در سه فاز به اجرا در خواهند گذاشت؛ فاز اول تاسیس سایت جرس بود که انجام شد (گرچه نه در حد و اندازه ای که ادعا کرده بودند). فاز دوم، گسترش فعالیت رسانه ای در فضای مجازی با راه اندازی رادیو و تلویزیون اینترنتی و تعمیم اطلاع رسانی نسخه های تلفن همراه، آی پد، آی فون و ... بود.و درفاز سوم، در نظر داشتند شبکه بزرگ رادیو و تلویزیونی ماهواره ای جرس را راه اندازی نمایند!

اما پس از سه سال و اندی نه تنها در مرحله اول طرح"رسانه فراگیر" ناکام بودند بلکه، عاقبت فرهیختگان تشکیل دهنده اطاق فکر جنبش سبز(؟!)آن شده که یکی به اتهام دله دزدی و جیب بری از سایت مجبور به استعفا می شود، گنجی مریدخواننده بد نام زمان طاغوت(گوگوش) شده و به عشق او دل و دین از دست داده و کفریات می سراید! نو اندیش دیگر مادر زن کشف حجاب کرده یک تحکیمی را به عنوان دوست دختر خویش برگزیده و حتی از حضور با او در مجالس و محافل عمومی نیز ابایی ندارد! نو اندیش فراری از دست چندین همسر! اخیرا لندن را به عنوان وطن اصلی خود معرفی کرده و آن کس که قرار بود بازرگان باشد دلال رابطه بین فرزندان یکی از سران فتنه با اطاق فکر موصوف و ایضا با یک سرویس اطلاعاتی غربی شده است. فاعتبروا...

 

+ نوشته شده در ۱۶/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۱۹:۵۴ توسط shahab maleki دسته : نظر(0)

جلسه سوپر شورای رضا پهلوی لغو شد+سند

بعد از اینکه تشکیل شورایی موسوم به ملی‌ با افتراق گروهای کوچک سلطنت طلب و استعفای دسته جمعی آنان را در پی‌ داشت،رضا پهلوی در حرکتی تازه با تغییر نام شورای ملی‌ به سوپر شورای ملی‌ با کمک امیر عباس فخرآور در تلاش بود با برگزاری کنفرانسی در واشنگتن در ۶ مارس سال جاری (امروز چهارشنبه 16 دیماه 1391)، بار دیگر بخت خود را برای متحد کردن سلطنت طلبان و جلب نظر مثبت سیاستمدران آمریکایی‌ بیازماید.

طبق اطلاعات به دست آمده جلسه رضا پهلوی با گروهک کنفدراسیون دانشجویان ایرانی به آینده موکول شده است و بعید است تشکیل شود بعد از کناره گیری حزب پان ایرانیست و جبهه ملی از شورای به اصطلاح ملی رضا پیرزاده و رضا پهلوی از گروهک های چند نفره دعوت کرده اند که این شورا؟! را همراهی کنند در این میان نام گروهک های یک نفره مانند حزب ایران فردا ، اتحادیه ملی برای دمکراسی در ایران ، حزب رستاخیر نوین ایران ، سازمان دمکراتیک یارسان ، کنگره دمکراسی خواهان سبز ایران ، سازمان زنان ایران مقیم آمریکا ، سازمان همگامان و ... به چشم می خورد.

امیر عباس فخرآور از ۲ هفته پیش با تماس با برخی‌ از فعالان سیاسی تلاش مستمری کرده است تا بتواند برخی‌ از آنها راضی‌ کند در کنفرانس مذکور شرکت و صندلیهای خالی‌ را پر کنند.

صفحه فیس بوک ضد انقلاب خبر لغو جلسه را اعلام کرده است

+ نوشته شده در ۱۶/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۱۹:۵۱ توسط shahab maleki دسته : نظر(0)

شبکه نوری زاده جاسوس می پذیرد/ کار از مهاجرانی پول از آل سعود

سیزدهم بهمن ۱۳۹۱، تلویزیون فارسی زبان دیگری به جمع تلویزیون های ضد انقلاب که از بیرون کشور برای ایران و جهان برنامه پخش می کنند، افزوده شد. شبکه تلویزیونی ایران فردا به مدیریت علیرضا نوری زاده روزنامه نگار فاسد و فراری، برنامه خود را آغاز کرد.

تلویزیون ضد انقلابی "ایران فردا" که محل خود را در لندن تعیین کرده است، در ساعت سه و نیم عصر به وقت لندن، هفت شامگاه ایران، برنامه خود را در این روز با یک پخش آزمایشی نیم ساعته، آغاز کرد.

وطن فروش خائن علیرضا نوری زاده مدیر تلویزیون ایران فردا

شامگاه چهارشنبه دوم بهمن ماه 1391 علیرضا نوری زاده در تلویزیون "ایران فردا" ظاهر شد و به قول خودش شیوه های جدید ارسال خبر (جاسوسی) برای این شبکه را آموزش داد، نوری زاده از فتنه گران داخل کشور درخواست کرد برای شبکه او فیلم، عکس و حتی خبر تهیه کنند و اصرار داشت نیازی به کیفیت نیست.

او سعی کرد با طرح صیادان خبر و عکس مخاطبان انگشت شمار را تحریک به جاسوسی کند، عمده درخواست او برای ارسال خبر در زمینه نارضایتی عمومی، صف پمپ گاز و نانوایی ها بود.

وی وعده داد با افرادی که همکاری مستمر داشته باشند 100 دلار پرداخت خواهد کرد این در حالی است که او برای 10 دلار دست گدایی به سوی اعراب دراز کرده بود. در بین اپوزیسیون تلویزیون ایران فردا مشهور به الجزیره فارسی است.
دستگیری شبکه پیچیده سازمان عملیات روانی انگلستان (BBC)توسط وزارت اطلاعات ضربه سنگینی به جمع آوری اخبار از ایران به دشمن وارد کرده است حال چگونه میخواهد مرتبطین احتمالی خود را از خطر دستگیری محفوظ نگه دارد جای سوال دارد البته نوری زاده واقف است وقتی سربازان گمنام مرتبطین بی بی سی و سازمان های جاسوسی خارج از کشور را شناسایی و در مواقع لزوم دستگیر میکند شناسایی مرتبطین او کار دشواری نیست.
در تلویزیون ایران فردا پست ها تقسیم شده است عطالله مهاجرانی در بخش حمایت از سران فتنه در پشت پرده کار میکند ، لوناشاد اخراجی صدای آمریکا نیامده قرار است از این شبکه برود و سازماندهی مرتبطین و ارتباط با جواسیس در تلویزیون ایران فردا به عهده خانم فرنوش رام افسر موساد است که ارتباط بسیار تنگاتنگی با نوری زاده دارد ، فرنوش در بین همکارانش مشهور به فساد اخلاقی است البته نوری زاده 11 سال پیش در گفتگویی آنلاین با تلویزیون های ضدانقلاب غافل از اینکه وب کم روشن است در مقابل دوربین حرکات زشت و زننده ای انجام داد که بعدها برای او دردسر ساز شد.
فرنوش رام کیست؟

فرنوش رام افسر سازمان جاسوسی موساد (عکس مربوط به 10 سال پیش است)

بنیاد نوروز را یک صهیونیست به نام فرنوش رام که کارمند وزارت خارجه اسرائیل است 15سال پیش تاسیس کرد. فرنوش رام برای تامین مخارج رادیو اسرائیل به کمک دوست پسرش به نام بهمن معالی زاده و جرج هارونیان از یهودیان آمریکا بنیاد پناهجویی نوروز را تاسیس کرده و به نام پناهجویان ایرانی (فتنه گران فراری) پول جمع آوری می کند. مادر فرنوش رام در زمان شاه جزء زنان قلعه بوده و معلوم نیست که پدر فرنوش رام کیست. بنیاد نوروز برای کمک به پناهجویان نیست بلکه برای جمع کردن پول به اسم پناهجویان ایرانی و ریختن آن به حساب رادیو اسرائیل است. علاوه بر رادیو اسرائیل بخشی از مخارج تلویزیون ضد انقلاب پارس هم از پول هایی که بنیاد نوروز به نام پناهجویان ایرانی (فتنه گران فراری) جمع می کند تامین میشود.
 

فرنوش رام از اعضاء رادیو اسراییل در حال مصاحبه با کانال 2 اسراییل

فرنوش رام جاسوس موساد و از دوستان و همکاران نوری زاده

فرنوش رام  جاسوس موساد در ستایش نوری زاده در وبلاگش نوشت:
با ظاهر شدن علیرضا نوری زاده بر صفحه تلویزیون در استودیویی ظاهراً وسیع و خوش آب و رنگ، او با صدای صمیمی و آشنای خود، در پیامی ده دقیقه ای و دوستانه، از مهر همیشگی خود به ایران گفت.
لحن سخنانش همان شیوه ای بود که همگان از او می شناسند؛ به جای آنکه روزنامه نگاری خشک باشد، همان شاعری است که به خوبی وصف حال می کند و روح و روان ایرانی آکنده از حس همزمانِ اندوه و شادی و امید را با مسایل سیاسی درهم می آمیزد و شرح می دهد و خوب خاطره می گوید و حافظه و حضورذهنی قوی دارد و ...
ضد انقلاب خارج از کشور معتقد است به اینکه نوری زاده از سعودی ها برای تلویزیون ایران فردا پول گرفته است و در صفحه های فیس بوک اکثر سلطنت طلبان عکس نوری زاده با لباس عربی منتشر شده است.

طراحی عکس نوری زاده با لباس عربی توسط ضد انقلاب در فیس بوک

نوری زاده در کنار سر آنتونی پارسونزآخرین سفیر بریتانیا در ایران پیش از انقلاب

+ نوشته شده در ۱۴/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۲۰:۵۴ توسط shahab maleki دسته : نظر(0)

تمام خیال های جوجه اردک زشت رسانه های فتنه

بلاغ -معصومه علی‌نژاد قمی معروف به مسیح علی‌نژاد متولد ۱۳۵۵ بابل ، روزنامه‌نگار و خبرنگار بوده است.خبرنگاری را از سال ۱۳۸۰ با روزنامه همبستگی آغاز کرد و با بعد از آن با ایلنا همکاری کرد.

از او در روزنامه‌های زنجیره ای شرق، بهار، وقایع اتفاقیه، هم‌میهن و اعتماد ملی نیز نوشته‌هایی منتشر شده است.علی‌نژاد در مجلس شورای اسلامی ششم و هفتم خبرنگار پارلمانی بود.

مسیح علی نژاد

مسیح علی نژاد در راهروی مجلس دوره ششم اصلاح طلبان

علی‌نژاد در دوران فعالیت خود در روزنامه اعتماد ملی مقاله جنجالی‌ای به نام «آواز دلفین‌ها» نوشت که در آن رفتار محمود احمدی‌نژاد را به رفتار مربیان تربیت دلفین با دلفین‌ها تشبیه کرده بود. او در این مقاله مردم رنجدیده ای که در سفرهای استانی گرد احمدی نژاد جمع می شوند تا به او نامه دهند را، همانند دلفین های گرسنه ای دانسته بود که برای ربودن لقمه ای غذا از دست مربی، صدا از خودشان در می آورند و حرکات دلفریب نمایشی انجام می دهند. این توهین علنی به رئیس‌جمهور و ملت عزیز ایران منجر به عذرخواهی مهدی کروبی (مدیر مسئول وقت روزنامه) شد.

همسرش به شدت با کارهای او مخالفت میکرد و زمانی که اختلاف آنها شدت گرفت از وی جدا شد، اوج تحقیر و نفرت علی نژاد در این مقطع زمانی است حاصل ازدواج آنها یک پسر است که به همراه مادر خود به خارج از کشور رفت.

 بررسی زندگی اپوزیسیون در خارج از کشور نشان میدهد ایجاد یک خلا که عمدتا به دلیل نوع نگاه غیر دینی به زندگی است پدید آورنده کوه مشکلات میشود ، افراد ریشه آن را در حکومت مذهبی میدادند از این رو است که اندیشه های سکولاریسم به جنگ حکومت دینی می آید.

بررسی اجمالی افرادی که از سال 1380 تا 1390 از کشور فرار کردند حاکی از این است که معرفت دینی در زندگی آنها نقشی نداشته است یا به فراموشی سپرده شده،این افراد برای فرار از یک واقعیت دست به انتحار سیاسی میزند واکاوی جریان های مخالف نظام که از دورن جمهوری اسلامی پدید آمده اند گواه این ادعا است نوع نگاه سکولاریسم مخفی در بدنه برخی مسئولان سابق نظام در شرایط حساس بروز کرد که نمونه بارز عطاالله مهاجرانی ، محسن کدیور ، محمد نوری زاد ، عبدالکریم سروش است البته روند زندگی مسیح علی نژاد فارغ از این موضوعات است.

مسیح علی نژاد

مسیح علی نژاد در کنار هادی حیدری کاریکاتوریست روزنامه شرق – 1388 تهران

 

مسیح علی نژاد از عوامل ضد انقلاب و سرویس‌های جاسوسی غربی که در ایام فتنه با اکانتoxford girl  در شبکه به اصطلاح اجتماعی توییتر در جهت به مخاطره انداختن امنیت کشور فعالیت می‌کرد، بارها با خدمات رسانی به اربابان آمریكایی و انگلیسی خود سعی کرد رضایت آنها را برای گرفتن اقامت دائم در غرب جلب كند.

در تابستان ۱۳۸۸، علی‌نژاد مدتی را در ایالات متحده آمریکا به سر برد و تلاش کرد با باراک اوباما مصاحبه کند ولی با وجودی که ویزای آمریکا به منظور مصاحبه با اوباما به او داده شده بود، تا زمان پایان مهلت ویزایش، موافقت دولت آمریکا با درخواست مصاحبه نهایی نشد و علی‌نژاد به انگلستان برگشت.

مسیح علی نژاد

آموزش جاسوسی پیشرفته با پوشش روزنامه نگاری – علی نژاد در کنار مامور MI6

 جوجه اردک زشت در خیال خام خود غرب را این گونه برای خود توصیف کرده بود که بهترین امکانات در قبال وطن فروشی در اختیارش گذاشته میشود و برای رسیدن به این مقصود از هیچ اقدام عملی علیه مملکت خود دریغ نکرد ولی باز  علی رغم اینکه یک نوکر حلقه به گوش بود  هر زمان درخواست اقامت دائم داد با پاسخ منفی مواجه شد و پیش از رسیدن جلوی در سفارتخانه عذر وی را خواسته و با تحقیر و فلاکت ویزایش را باطل میکردند فشار جدایی از همسرش و فشار تنهایی و فلاکت در غرب باعث شد سرانجام این عامل رسانه‌ای و جاسوسی با یک ضد انقلاب که دو رگه و دارای ملیتی انگلیسی با20 سال تفاوت سنی ازدواج کند و این مشکل بغرنج خود را حل کند!

همسر وی عضو جریانی است که آشکارا قصد براندازی با عملیات مسلحانه و تروریستی علیه جمهوری اسلامی را دارد. علی نژاد در سال ۲۰۱۰ به سفارش سازمان جاسوسی MI6 به همراه تعدادی دیگر از افراد ضد انقلاب ساکن انگلستان بنیاد ایران ندا را تاسیس کرد تا در کنار جاسوسی بتواند جریان حقوق بشری علیه جمهوری اسلامی را فعال کند.

مسیح علی نژاد

مسیح علی نژاد در کنار همسر تروریستش کامبیز فروهر

مسیح علی نژاد

عشق تصنعی در وجود مسیح علی نژاد موج میزند – انگلستان سال 1389

مسیح علی نژاد

مسیح علی نژاد در کنار فرزند شاه مخلوع ایران رضا پهلوی

مسیح علی نژاد

مسیح علی نژاد در کنار اکبر گنجی فتنه گر فراری

مسیح علی نژاد

مسیح علی نژاد در کنار نیک آهنگ کوثر مدیر سایت ضدانقلاب خودنویس

مسیح علی نژاد

مسیح علی نژاد در کنار وکیل تروریست ها و وطن فروشان – انگلستان 1388

مسیح علی نژاد

عریانی و خستگی ، در تفکر این که چرا فتنه سبز 8 ماه بیشتر دوام نداشت؟

مسیح علی نژاد

اضطراب و استرس و افسردگی مضمن در نگاه جاسوس انگلیس هویدا است

یک توصیه به مسیح علی نژاد:

افسردگی حاد، اضطراب، تنش، استرس، از بیماری های روانی است که ساختار وحدت یافته شخصیت انسان را از بین می برد، قدرت سازگاری فرد را در رابطه باخود، با جامعه، با محیط و با خداوند را بسیار کاهش می دهد، موجب اختلال در ساختار تفکر، در رفتار و عواطف می گردد. برای اینکه انسان در معرض این چنین بیماری های خطرناک قرار نگیرد بهترین راه پیشگیری است.

آرامش روانی اصطلاحی است برای پیش گیری اولیه از مبتلا شدن به انواع بیماری های روانی به کار می رود. برای رسیدن به آرامش روانی که در قرآن با واژگان مانند سکینه، اطمینان، ایمان، و غیره مطرح است. قرآن کریم برای رسیدن به آرامش روانی مجموعه راهکارهای در هم تنیده ای شناختی، عاطفی، رفتاری، ارائه می دهد در رأس همه ای این راهکارها اصل ایمان مطرح است. ایمان به عنوان مجموعه ساختار قانونمند از تصدیق قلبی، اقرار زبانی و رفتار کارکردی سنگ بنای اولیه سلامت روانی و آرامش جان را به دنبال می آورد.

+ نوشته شده در ۱۴/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۲۰:۵۱ توسط shahab maleki دسته : نظر(0)

وقتی دولت جنایتکار در حمایت از جنایتکاران بیانیه صادر میکند+سند

بوش، چنی، آلبرتو گونزالس مشاور کاخ سفید و سپس وزیر دادگستری وقت اوایل سال جاری میلادی به دلیل صدور دستور جنگ‌های عراق و افغانستان و نیز صدور اجازه به نیروهای امریکایی از جمله نیروهای نظامی و سازمان سیا برای انجام شکنجه و دیگر جنایات جنگی و عدم مجازات آن‌ها، به ارتکاب جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت متهم شدند،مساله این است که در حال حاضر بر اساس منشور سازمان ملل و حقوق نورنبرگ اوباما و هولدر خود به دلیل پوشش جنایت‌های جنگی دولت پیشین و مقام‌های نظامی و عدم پیگرد چنین تخلف‌هایی، خود به ارتکاب جنایت جنگی متهم هستند.

 ویکتوریا نولند سخنگوی وزارت خارجه آمریکا دولت اوباما در بیانیه 14 فوریه از سران فتنه دفاع کرده است و خواستار رفع حصر آنان شده است وقتی قوه قضاییه به درخواست مردمی 9 دی با اغماض مینگرد دو اتفاق پدید می آید اول اینکه سخنگوی کشوری که مرتکب تمام جنایات بشری در عالم شده است  برای ایران خط و نشان میکشد و دوم اینکه سران فتنه و ایادی آنها در داخل و خارج از کشور برای تطهیر فتنه هر کاری انجام میدهند.

+ نوشته شده در ۱۴/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۲۰:۴۲ توسط shahab maleki دسته : نظر(0)

رمز گشایی پروژه آرگو...

رمز گشایی از پروژه آرگو که در این نوشته صورت می‌پذیرد، پیامی واضح به اسکار و هالیوود در خارج خواهد بود و در داخل نیز می‌تواند برای ما منزله هشدار و بیدار باشی باشد. شاید بدانیم که شیطان بزرگ هیچ وقت نمی‌خوابد.

فیلم آرگو، لایه اول داستان به موفقیت حماسی خروج 6 دیپلمات آمریکایی از ایران می‌پردازد که در دوره قدرت دموکرات‌ها اتفاق می‌افتد در دوره ای که انقلاب اسلامی ایران در قلب خاور میانه و جهان اسلام پیروز شده و معادلات غرب به هم ریخته است. در شرایطی که بعدها نیز عملیات حمله به طبس با آن افتضاح برای آمریکا رغم می‌خورد.

 هرچند آمریکا در «آرگو» جاسوسی موفق می‌شود 6 دیپلمات خود را که عملاً بر اثر خیانت کشور کانادا و با تلاش آنان صورت می‌پذیرد، از ایران خارج کند امری که در آرگوی سینمایی، نقش آمریکایی‌ها پر رنگ نشان داده می‌شود و در خصوص مردم ایران اسلامی و نیروهای سپاهی سیاه نمایی صورت می‌گیرد.

در نگاه اول، آرگو سینمایی اثری است که به جبران شکست‌های آمریکا در طی این مدت ساخته شده است و بن افلک در نقش یک «کاپیتان آمریکا» ئی دیگر ظاهر می‌شود، آن هم در دوره ای که بیداری اسلامی، جهان اسلام را فراگرفته و در حقیقت آمریکا در دورانی مشابه به سر می‌برد، با این تفاوت که انقلاب اسلامی این بار در جهان اسلام و در خاورمیانه به وجود آمده است. واقعه سفارت آمریکا در لیبی، اعتراضات روبروی سفارت آمریکا در کشورهای اسلامی و دیگر موارد مشابه خود نمونه آشکاری از این مشابهت می‌باشد.

از دیگر سو تلاش‌های آمریکا برای مدیریت انقلاب‌های اسلامی در جهان اسلام نیز با شکست روبرو گشته است. از این منظر آرگو سینمایی و جایزه سیاسی اسکار سیاسی به آن، اظهار نظرهای جیمی کارتر (رئیس جمهور آمریکا در زمان انقلاب اسلامی ایران) جان کری، وزیر امور خارجه فعلی آمریکا، حضور میشل اوباما در اسکار و سخنان آنچنانی، سخنان بن افلک و... اوردوز سیاسی مراسم اسکار 2013 به نوعی ارضای روانی و ایجاد تقویت روحیه در جامعه سیاسی و اجتماعی آمریکا به جبران شکست‌های پی‌درپی اوباما و توجیه عقب نشینی های آنان است.

 

 رمز گشایی از طرح بر اندازی پروژه آرگو

شاید این تیتر به نظر خوانندگان عزیز کمی تعجب آور باشد. اما توجه داشته باشید که «تئوری توهم توطئه»، اساساً به این جهت ساخته شد تا زمینه خلسه آوری برای «تحقق توطئه» را فراهم آورد.

در ادبیات باستانی و تراژیک یونان باستان که به شدت در غرب امروز رواج دارد، به نام‌هایی بر می‌خوریم که در پس آنان آموزه‌های بسیاری وجود دارد که می‌تواند برای ما آگاهی بخش باشد و به ما بیاموزد که دشمن چگونه می‌اندیشد و ما را از حیله‌ها و نیرنگ‌ها و  روش‌های آنان آگاه سازد.

به طور مثال نام رمز کودتای 28 مرداد 1332، «عملیات آژاکس» نام داشت که مربوط می‌شود به یکی از قهرمانان یونان باستان و البته نام یکی از نمایشنامه های سوفوکل، تراژدی نویس یونان باستان است. شما کافی است این نمایشنامه را بخوانید تا به مکانیسم درونی کودتای 28 مرداد 1332 پی ببرید.

 البته پروژه آژاکس 2 که در فتنه 88 اتفاق افتاده بود، نیز بر اساس همان روش قرار بود صورت گیرد (مطلب، با عنوان رمزگشایی از کودتای 28 مرداد با نگاهی به شرایط امروز، منتشر شده در خبرگزاری فارس 28 مرداد 1387 یک سال قبل از فتنه 88)

یا در مثال دیگر تراژدی استراتژیک «پارسیان: تراژدی سقوط یک امپراتوری» که 3 ماه قبل از جنگ 33 روزه حزب ا... لبنان با رژیم صهیونیستی در مجموعه تئاتر شهر شکسپیر شهر واشنگتن به صحنه رفته بود و دقیقاً طرح منازعه 33 روزه را نشان داده بود. (صدای آمریکا 8/4/1385) البته پارسیان بعد از فتنه 88 در مرداد ماه سال 1389 نیز در تئاتر ملی ولز انگلستان به صحنه رفت.

این قبیل آثار به عنوان یک متد و با استفاده از روش‌های هنری مثل تئاتر، سینما و... به افکار عمومی جامعه علی‌الخصوص طبقه نخبگان، مدیران و مسئولان منتقل می‌شود. البته در جامعه ما این روند تقریباً معکوس است! مسئولان ما تئاتر را که اندازه‌هایی با سینما آشنایی ندارند، نه آن را به خوبی درک می‌کنند نه از آن درس می‌گیرند و سینماگران و اکثر هنرمندان ما نیز در داخل برای غربی‌ها خوش رقصی می‌کنند تا خرسی، آدمکی و... جایزه بگیرند و ببوسند.

 آرگو چیست؟

 آرگو نام بزرگ‌ترین کشتی جنگی است که آرگوس به کمک الهه آتنا (الهه پشتیبان مردان جنگی) در دوران یونان باستان برای جیسون (یاسون) و دیگر پهلوانان یونانی نظیر هرکول، ارفئوس هولاس و... که از سرتاسر یونان جمع شده بودند ساخته می‌شود تا همراه با جیسون پشم زرین یا همان پوست طلایی که دارای خواص معجزه آسایی بود و نماد قدرت و باروری کشور «آیتس» بود را بربایند.

جیسون با همراهانش در کشتی آرگو پس از طی مراحلی به کشور آیتس می‌رسند و جیسون کاری می‌کند تا «مده آ»، دختر شاه آیتس مجذوب و دلباخته وی شود.

در فیلم آرگو یکی از عوامل موفقیت پروژه فرار دیپلمات‌های آمریکایی، نقش «سحر»، زن ایرانی که مستخدم خانه سفیر کانادا می‌باشد، نشان داده می‌شود. سحر زنی است که انقلابی نیست و مدل زندگی‌اش غربی بوده و حتی پیش مرد اجنبی یعنی سفیر کانادا و آمریکایی‌های فراری، بی حجاب ظاهر می‌شود. طوری هم نشان داده می‌شود که انگار برده سفیر کانادا است! از قضیه مخفی شدن دیپلمات‌های آمریکایی در منزل سفیر کانادا با خبر شده اما به پاسداران انقلاب اسلامی دروغ می‌گوید و در پایان فیلم نیز به کشور عراق پناهنده می‌شود و البته نیم نگاهی هم به بن افلک دارد! و اساساً به خاطر وی تیم آمریکایی را لو نمی‌دهد و به این ترتیب به فرار آنان کمک می‌کند. البته بن افلک در یکی از مصاحبه‌هایش گفته بود: «ما در این فیلم می‌خواستیم بگوییم که حمایت ما از شاه درست بود و اینکه ببینید بر سر زنان ایرانی چه آمده است!»

 این نقش کاملاً از دستورالعمل نمایشنامه تراژدی «مده آ» اثر اوریپید در یونان باستان استخراج شده است (فیلم «مده آ» اثر پازولینی به این موضوع پرداخته است). چندی پیش در بی بی سی فارسی مستندهایی با عنوان اساطیر یونان پخش شد و در یکی از آنان به داستان جیسون و مده آ و ربودن پوست طلایی پرداخت. کارشناس انگلیسی اظهار داشت:

 «در طی دورانی که سری فیلم‌های 007 ساخته می‌شد همیشه یک شخصیت زن از سرزمین هدف عملیات جیمز باند، معشوقه و علاقه‌مند به وی نشان داده می‌شد در مأموریت به مأمور جاسوس انگلیسی 007 کمک می‌کرد و در پایان نیز حذف می‌شد، که تمام این روش بر اساس دکترین نمایشنامه تراژدی «مده آ» صورت می‌پذیرفت، یعنی سعی کن زنان یک سرزمین (زن در ادبیات نمایشی به معنی سرزمین و عقیده است) را جذب کنی تا در مبارزه پیروز شوی».

امروز ما شاهدیم عمده برنامه های ماهواره ای فیلم تلویزیونی و سینمایی و دیگر عناصر فرهنگی با همین هدف در راستای دگردیسی هویت زن مسلمان از علاقه‌مندی به هویت اسلامی و سرزمینی خود به سوی غرب پذیری و سبک زندگی غربی به صورت کاملاً هماهنگ عمل می‌کنند.

از این منظر می‌توان بهتر فهمید که چرا آکادمی اسکار به فیلم «جدایی نادر از سیمین» جایزه اسکار می‌دهند، چرا که اصغر فرهادی در فیلم‌اش نشان می‌دهد که زن ایرانی خواهان غرب است و از کشور و عقیده خود متنفر است. ترمه نیز قرار است بعداً به قاضی بگوید راه مادر به سوی غرب را در پیش می‌گیرد یا آنکه همراه پدر باقی می‌ماند. البته حضور سارینا فرهادی بازیگر نقش ترمه در مراسم اسکار برای دریافت جایزه با وضعیتی غیر اسلامی و ایرانی حاوی این پیام بود که: ترمه خانم فیلم جدایی نادر از سیمین، از پدرش نادر جدا می‌شود و در مسیر راه مادرش گام می‌نهد!

پروژه «مده آ» در ایران در فاز سیاسی نیز در فتنه 88 رخ داده بود در کنار هر کدام از مردان سیاسی عرصه فتنه یک زن فتنه گر (ظاهراً مقتدر) حضور داشت. عفت مرعشی در کنار هاشمی رفسنجانی که هنوز جمله معروفش که: اگر تقلب شد مردم بریزند در خیابان و سخنان اخیرش پیرامون انتخابات آزاد، یا حضور فائزه هاشمی دختر وی که گام در راه مادر گذاشت. زهرا رهنورد در کنار میر حسین موسوی و یا فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی و... نمونه‌هایی کاملاً واضح و مستند محسوب می‌شوند. البته باید در نظر داشت که در دوران قاجار نیز مهر علیا چنین نقشی را برای انگلستان ایفا می‌کرد!!

 

 از فیلم آرگو تا پروژه آرگو

فیلم آرگو همین فیلمی بود که بر بستر وقایع انقلاب و تسخیر لانه جاسوسی و فراری دادن دیپلمات‌ها ساخته شد و جایزه اسکار با اوردوز سیاسی را دریافت کرد. اما «پروژه آرگو» که در فیلم نشان داده می‌شود به بهانه ساخت آن به ایران می‌آیند و در قالب آن دیپلمات‌ها را فراری می‌دهند هنوز ساخته نشده است.

صحنه‌هایی که در فرودگاه دیپلمات مفلوک آمریکایی از روی پلان‌های طراحی شده نشان می‌دهد و لوکیشن خاورمیانه ای یک فیلم را نشان می‌دهد، دقیقاً پروژه آرگو (بخوانید مده آ) را ترسیم می‌کند.

آن دیپلمات آمریکایی به مأمور فرودگاه می‌گوید: دشمن‌ها در بازار می‌آیند او می‌خواهد زن را نجات دهد مردم به وی می پیوندند و شاه دشمنانشون رو نابود می‌کنن و از بین می‌رود.

سناریویی که بهانه آن به ایران آمدند و به عبارتی سناریوی پوششی عملیات فراری دادن دیپلمات‌های آمریکایی جدا از لایه اول فیلم است در واقع «آرگو اول پوشش فیلم آرگوی لایه دوم» است.

آرگوی لایه دوم یک دستورالعمل براندازی به کمک پشتیبانی هوایی آمریکایی و غربی است. ایجاد فتنه اجتماعی و پشتیبانی هوایی غرب کاری که در لیبی انجام گرفت. سناریویی که به شدت تلاش شد در سوریه نیز انجام می‌گیرد و به این ترتیب در فتنه اجتماعی، سیاسی و خارجی آینده احتمال اجرای پروژه آرگو می‌رود.

تحریم‌های اقتصادی و فشارهایی که بر مردم به واسطه گرانی‌ها وارد می‌شود و مقاومت مردم کشورمان علی رغم درگیری‌های میان برخی مسئولان کشور (که عمدتاً جنگ قدرت و حب مقام است) ممکن است زمینه ساز ایجاد فاصله میان مردم و نظام گردد. موضوعی که هشدارهای مقام معظم رهبری در این خصوص را می‌بایست با جان و دل گوش نمود و به رهنمودهای معظم له عمل کرد. ایجاد اغتشاش‌های گسترده اجتماعی و خیابانی که متأسفانه برخی عوامل آگاه و ناآگاه سیاسی داخلی در قالب انتخابات آزاد، افشاگری‌های بی دلیل و منازعات قدرت در آستانه انتخابات انجام می‌دهند دامن زدن به طرح دشمن و تکمیل کردن پازل دشمن است.

مقام معظم رهبری هشدار دادند تا روز انتخابات ریاست جمهوری 1392 هرگونه حرکتی که باعث شود موجبات اغتشاشات خیابانی فراهم گردد، به مثابه خیانت به کشور، نظام و انقلاب اسلامی محسوب می‌گردد. عموم عزیزان باید بدانند «پروژه آرگو» طرح فتنه براندازی آینده است و با درک آن در مسیر تکمیل طرح دشمن حرکت نکنند. خصوصاً آنکه در سکانس پایانی فیلم آرگو، این جمله آورده می‌شود:

«همکاری دولت کانادا با سازمان سیا به موفقیت این عملیات انجامید و به عنوان یک مدل همکاری بین‌المللی تا امروز همچنان پایدار است». پس باید بدانیم توکل به خداوند، همکاری و تعاون، انسجام و وحدت تمامی آحاد مردم و مسئولان و ولایت‌مندی، ولایت مداری آنان که رمز پیروزی ما قبل از پیروزی انقلاب و بعد از آن طی این 34 سال بوده است؛ تا امروز به عنوان یک مدل پایدار و ماندگار باقی مانده و باید به آن تکیه نمود و از آن استفاده کرد.

ضمن آنکه برگزاری با شکوه انتخابات ریاست جمهوری 1392 با مشارکت حداکثری یک فرصت تاریخی برای جبران خسارات فتنه 88 نیز صدور مدل جمهوری اسلامی ایران به جهان است، موضوعی که غرب و به خصوص آمریکا از آن در هراس هستند.

+ نوشته شده در ۱۳/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۱۹:۵۲ توسط shahab maleki دسته : نظر(0)

کیهان استفاده نکند اما حال اپوزیسیون خیلی خراب است(خبر ویژه)

«از آنجا که همگان ضعف های اپوزیسیون را به خوبی می شناسند امیدوارم نوشته حاضر مورد استفاده کیهان شریعتمداری قرار نگیرد تا ضعف های اپوزیسیون را دوباره برشمرد.»
«ناصر- م» از عناصر ضد انقلاب خارج نشین با درج این مطلب در پایگاه اینترنتی خودنویس نوشت: سال گذشته مردم ایران به فراخوان خانواده های زندانیان سیاسی هیچ اعتنایی نکردند... چرا رژیم اسلامی می تواند مردم را به پای صندوق های رای بکشاند اما اپوزیسیون نتوانسته مردم را به سوی خود جلب کند؟ چرا در حالی که 90روز دیگر انتخابات برگزار خواهد شد، نیروهای اپوزیسیون نباید یک آلترناتیو جامع و مانع داشته باشند. درد بسیار عمیق کنونی ما در این است که نیروهای اپوزیسیون در 34 سال گذشته موقعیت رژیم را تحکیم کرده اند و دیگر نزد مردم اعتباری ندارند و به سختی اعتماد آنان را به دست می آورند.
یادآور می شود نویسنده چند سال پیش به طور علنی از حمله رژیم صهیونیستی به ایران حمایت کرده بود. «ناصر- م» شهریورماه گذشته نیز در سایت گویا نیوز، اپوزیسیون را متهم به بی عرضگی کرده و نوشته بود: «گروه های رنگارنگ اپوزیسیون در خارج بیشتر به فکر نیازهای خود هستند تا مبارزه. کجایند همه آن نیروهای سیاسی که کشور را به مقصد مبارزه ترک کردند و حالا در خارج اتراق کرده و مشغول گشت و گذار هستند؟ 90درصد آنها که به خارج آمده اند، حالا به جمهوری اسلامی رفت و آمد دارند و درد مخالفان را مدت هاست که فراموش کرده اند.»
وی می افزاید: من از این خیلی دلم می سوزد که اپوزیسیون به بی عرضگی کامل رسیده است. اکتبر سال 1985 تازه از ایران به برلین غربی آمده بودیم و حداکثر اقامتمان را در آلمان پنج سال ارزیابی کرده بودیم. بیش از حد امیدوار بودیم که در آینده نزدیک باز خواهیم گشت. همه همت خود را معطوف کرده بودیم که بیشتر علیه رژیم مبارزه کنیم و حکومت هرچه زودتر سرنگون گردد و هرچه سریع تر به وطن بازگردیم. هیچ علاقه ای به فراگیری زبان آلمانی از خود نشان نمی دادیم. آنها هم که زبان آلمانی را یاد می گرفتند؛ بعضی ها آنها را مسخره و لیبرال خطاب می کردند!
+ نوشته شده در ۱۳/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۱۹:۴۲ توسط shahab maleki دسته : نظر(0)

وقتی جریان ضد انقلاب در برابر چشم بیدار نیروهای امنیتی زانو می‌زنند

پخش مستند مثلث کافی بود تا یک بار دیگر جریان ضد انقلاب را به هم ریخته و به دست و پا بیفتند و مجبور شوند با واکنش‌های مختلف به تطهیر ساختن خود بپردازند.

اعضای ضد انقلاب که همواره برای ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی از هیچ تلاشی فروگذار نبوده‌اند و نشان داده‌اند که برای گرفتن دستمزد بیشتر از سران اسکتبار حاضرند دست به هر کاری حتی کشتار هموطنان خود هم اقدام کنند، پس از متوجه شدن گوشه‌ای از چشم بیدار نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی مبهوت شده و باز رعشه‌ای بر پیکر آنها افتاده است.

علیرضا نوری زاده یکی از این افراد جریان ضد انقلاب است که بار دیگر در دام نیروی های امنیتی افتاد و متوجه شد که هر تحرکی که بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی انجام دهد، رصد شده و نمی‌تواند اقدام خاصی انجام دهد.


در مستند مثلث با اسنادهای غیر قابل انکاری نشان می دهد، چگونه نیروهای امنیتی بر نوری زاده احاطه دارند، و به همین دلیل وی در تازه ترین مطلب خود در فیس بوک نوشته است «از دوسال پیش میدانستم محمود زمانی مامور رژیم است»!

این جمله تمسخرآمیز نوری‌زاده نشان می دهد که وی چقدر از این اقدام ناراحت شده و نتوانسته جلوی خود را بگیرد، البته یادمان نمی‌رود که نوری زاده فردی است که وقتی سردار مدحی در مستند الماس فریب، همه اقدامات وی را لو داد، گریه کرد و در آنجا هم گفته بود من می‌دانستم که مدحی مامور است! که با این روش باید منتظر نفر بعدی بود که البته جواب تکراری آقای نوری زاده را از همین الان می‌دانیم، من می‌دانستم که او هم مامور رژیم است!


در کنار این موضع‌گیری‌های مضحکه آمیز نوری زاد دیگر عناصر ضد انقلاب هم بودند که واکنش نشان داده و سر درگم و مبهوت تبهر نیروهای امنیتی ایران بودند.

سردسته شبکه‌های رسانه‌ای ضد انقلاب، شبکه ماهواره‌ای بی بی سی فارسی بود که در مطلب خود آورد: "تلویزیون ایران در شامگاه دوشنبه هفتم اسفند (۲۵ فوریه) برنامه ای به نام مثلث را پخش کرد که در ابتدای آن، آقای زمانی می گفت که به طور همزمان با "سرویس‌های اطلاعاتی غرب شامل آمریکا و انگلیس"، اپوزیسیون و ضدانقلاب خارج از کشور" و همچنین جریان داخلی که مربوط به فتنه سال ۸۸ می‌شد در ارتباط بوده است.

البته در کنار این موارد دیگر شبکه ها و گروه‌ها نیز اقدام به موضع‌گیری کردند که نشان دهنده ترس و وحشت آنها بوده است.

باید توجه داشت چشم بیدار و تیزبینی ماموران امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران به برکت نظام ولایت فقیه شکل گرفته به گونه‌ای است که حتی در مهمترین شبکه‌های ضد انقلاب و جریان‌های معاند نفوذ کرده است.

جریان های معاند نظام بدانند که شاید نفر بعدی که در گروه آنها وجود دارد، به زودی بر صندلی اتاق ویژه تکیه بزند.

+ نوشته شده در ۱۰/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۰۰:۰۸ توسط shahab maleki دسته : نظر(0)